معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

49

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

آنگاه فضيل استدعا نمود « 1 » ، تا داود از براى وى ، در بگشايد و اجازت زيارتش فرمايد ، داود رحمة اللّه عليه از درون « 2 » جواب داد ، كه اى فضيل چه محل در گشادن و زيارت كردنست ، مرا خوف و خشيت ، از زيارت دوستان و اختلاط ياران بازداشته ، زيارت ما موقوف تا بروز قيامت است ، فضيل گفت بلبل دل و عندليب جان تمناى گلزار « 3 » تو دارد ، كه از اصداف الطاف جبروت گوهر از هر انوار ملكوت تو سفته ، و از هداياى هدايت و تحف و رحمت و عنايت ، به خلوتگه « 4 » دل ، و مخزنهء « 5 » ضمير تو نهفته ، داود التفات به سخن وى ننمود ، و باب مسدود از براى وى نگشود ، زنى بود در همسايگى داود گفت : اى فضيل اگر تمناى ملاقات حضرت شيخ دارى ، چندان صبر كن كه وقت نماز پيشين درآيد ، و مقوّمان حكمت بمداد مشگ قدرت ، جداول زوال ، بر تقويم جمال روز برگشتند ، و عقاقيرفروشان دكان افلاك مايه قطران سايه ، بر طلايهء شعاع آفتاب چكانند ، مؤذنان كه مناديان حضرت جناب قدسند ، بر منار اذكار ، نداى « حىّ على الصلاة » بسمع داود رسانند . داود كه مشاطهء عروس اعمال است ، جمال نماز « 6 » ، به زيور جماعت ، نخواهد آراست و در بزم با رزم « أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ » در حق جماعت عروس طاعت را بر شاه قبول عرض خواهد كرد « 7 » . حاصل آنكه چون به نيت اقامت جماعت برخيزد ، و عزيمت مسجد كند ، فتح الباب ملاقات « 8 » آنگاه ميسر گردد . فضيل مىگويد : چون اين سخن از آن نيك زن شنيدم ، چون مردان ، رقم صبر

--> ( 1 ) - د - خ : التماس نمود . ( 2 ) - د : درون خانه جواب داد . ( 3 ) - د : گلزار ديدار . ( 4 ) - د - ح : به خلوت‌خانه دل . ( 5 ) - د - ح : و مخدعه ضمير . ( 6 ) - د : نماز را . ( 7 ) - د - ح : عرضه خواهد دادن . ( 8 ) - د : بدون ملاقات .